حرف هایی برای تو....
جمعه سیزدهم مهر 1386 12:51
سلام به همه برو بچ ادبیاتی گل ؟.....
آمدم با دستی خالی تر از تنهایی....
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است
دیگر ازمن تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام این خاک
....این صحرا پر خواهم زد
خواهم رفت
غم تو این غم شیرین رابا خودم خواهم برد .......


